مقالات وارده - آیا حضور الهی در عالم با ذات است؟ مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

رضا معینی[1]

گرچه در روایات فراوان از تفکر در ذات الهی نهی شده و تفکر در این عرصه جز تحیر چیزی نمی­افزاید ولی از سوی ديگر نبايد به چیزی معتقد شد که بر خلاف قرآن و روایات است. عده ای تحت تاثیر مطالب فلسفی و عرفانی بر اين باورند که خداوند متعال با ذات احدیت خود، و نه با احاطه علم و قدرت، در عالم حضور داشته و با هر مخلوقی هست؛ در حالی که این اعتقاد بر خلاف تعالیم و مبانی خداشناسی قران و اهل بیت علیهم السلام است.

در ابتدا اقوال برخی از علمای بزرگ را در این باره نقل کرده و سپس روایات مربوط به این بحث را ذکر می کنیم.

قول شیخ طوسی در تفسیر تبیان

عالم ربانی، شیخ طوسی (ره) در تفسیر تبیان خود همه آیات قرب همانند «و نحن اقرب الیه...» و «و هو معکم این ما کنتم» و «مایکون من نجوی ثلثة ...» را به معنای قرب و معیت از نظر علم و قدرت و نه ذات تفسیر نموده­اند که صریح ترین آنها در ذیل همان آیه سوره مجادله «و هو معهم این ما کانوا» بوده که چنین آورده است: و قوله «مایکون من نجوی ثلثة الا هو رابعهم و لا خمسة الا هو سادسهم و لا ادنی من ذلک و لا اکثر الا هو معهم اینما کانوا»، معنی آن این است که خداوند تعالی عالم به احوال و تمام کارهای آنها که در تنهایی یا نزد اجتماع انجام می دهند می باشد. هیچ چیزی از آنها از او پنهان نخواهد بود. پس همانند آن است که او با آنها و شاهد بر آنها باشد. و بنابراین گفته می شود که خداوند تعالی با انسان است هر کجا که باشد؛ زیرا او عالم است و هیچ چیزی از امر وی (انسان) بر او پوشیده نیست. ... و حسن این کلام به خاطر آن بیانی است که در آن است. پس اما اینکه خدا با آنها بر طریق مجاورت (در کنار آنها) باشد، این محال است؛ زیرا این از صفات اجسام است و خداوند تعالی جسم نیست.

قول علامه طبرسی

همین معنی را مولف تفسیر مجمع البیان علامه طبرسی (ره) در ذیل همین آیه شریفه آورده که حتی اکثر الفاظ آن هم همان الفاظ شیخ طوسی است و در آخر آن به جای جسم نیست، چنین است: فاما ان یکون معهم علی طریق المجاورة فذلک محال لانه من صفات الاجسام و قد دلت الادلة علی انه لیس بصفات الاجسام. یعنی محال است که خداوند با انسانها به طریق مجاورت باشد زیرا مجاورت از صفات جسم است و با براهین ثابت است که خداوند متصف به صفات اجسام نیست.

نیز شیخ طوسی ذیل آیه مبارکه «و هو معکم...» می گوید: خداوند با شماست یعنی حال شما و آنچه عمل می کنید از علم خداوند پنهان نیست و شیخ طبرسی نیز می گوید: «و هو معکم» یعنی او با شماست با علم [و احاطه علمی] که هیچ چیزی از اعمال و احوال شما بر او مخفی نیست.

در ذیل آیات «و نحن اقرب الیه منکم و نحن اقرب الیه من حبل الورید» نیز به همین علم و احاطه علمی اشاره کرده اند.

اما بعضی از مفسرین در تفسیر این آیات بر مبنای فلسفی به گونه ای دیگر سخن گفته اند و معیت و قرب خداوند با انسانها را به قرب و معیت ذاتی معنا کرده اند که لزومی در ایراد آنها نمی بینیم، زیرا مفسر اصلی و واقعی اهل بیت علیهم السلام می باشند و پس از کلام ایشان جایی برای سخن دیگران با قی نمی ماند.

در هر حال ماییم و ثقلین، نه هیچ کس دیگر و اکنون در محضر ایشان قرار گیریم تا دریابیم که قول و تفسیر حق همان است که در سخنان دو مفسر بزرگ شیعه یعنی شیخ طوسی و شیخ طبرسی آمده بود.

1. امام صادق علیه السلام در باره قول خداوند تعالی: «مایکون من نجوی ثلثة...» فقال هو واحد و احدی الذات، بائن من خلقه و بذلک وصف نفسه «و هو بکل شیء محیط» بالاشراف و الاحاطة و القدرة «لا یعزب عنه مثقال ذره فی السموات و لا فی الارض و لا اصغر من ذلک و لا اکبر» بالاحاطه و العلم لا بالذات لان الاماکن محدودة تحویها حدود اربعة فاذا کان بالذات لزمها الحوایة؛ فرمودند: او ذات واحد و یکتاست و جدای از خلق خود [مقصود جدا بودن از خلق از نظر ذات و یا نیز صفات و در نتیجه استحاله مجاورت و قرب مکانی است] و با این مطلب خود را توصیف فرموده و او به همه چیز محیط است به اشراف و احاطه و قدرت. پنهان نمی گردد از او به اندازه ذره ای در آسمان ها و نه در زمین و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، با احاطه و علم نه با ذات؛ زیرا اماکن محدود است که حدود چهارگانه آنها را در بر گرفته است پس اگر با ذات در همه اماکن با آنها باشد، در بر گرفتن اماکن بر ذات تعالی لازم می آید.[2]

کلام علامه مجلسی

ایشان در ذیل این حدیث که بیانگر اعتقاد ایشان به مفاد آن است می گوید: و معنی حدیث آن است که احاطه خداوند سبحان با ذات نبوده زیرا اماکن محدود است. پس اگر احاطه او با ذات بوده به اینکه به وسیله داخل شدن در امکنه باشد، لازمه آن این است که خداوند در احاطه مکان قرار گیرد.

2. علی بن محمد بن سهل بن زیاد عن محمد بن عیسی قال: کتبت الی ابی الحسن علی بن محمد جعلنی الله فداک یا سیدی قد روی لنا: ان الله فی موضع دون موضع علی العرش استوی و انه ینزل کل لیله فی النصف الاخیر من اللیل الی السماء الدنیا و روی انه ینزل عیشة عرفه ثم یرجع الی موضعه. فقال بعض موالیک فی ذلک: اذا کان فی موضع دون موضع فقد یلاقیه الهواء و یتکلف علیه و الهواء جسم رقیق یتکلف علی کل شیء بقدره. فکیف یتکلف علیه جل ثنائه علی هذا المثال؟ فوقع: علم ذلک عنده و هو المقدر له بما هو احسن تقدیراً و اعلم انه اذا کان فی السماء الدنیا فهو کما هو علی العرش و الاشیاء کلها له سواء علماً و قدره و ملکاً و احاطه.[3]

به محضر حضرت امام هادی علیه السلام نوشتم: خدا مرا فدایت قرار دهد آقای من، برای ما روایت شده است که خداوند در موضعی از عرش به غیر از موضع دیگر آن قرار گرفته و هر شب در نیمه آخر آن به آسمان دنیا فرود می آید و روایت شده که در شامگاه عرفه فرود می آید، سپس به موضع خود بر می گردد. یکی از موالیان شما در این باره گفت: اگر در موضعی بدون موضع دیگر باشد، پس هوا او را احاطه می کند و هوا جسم لطیفی است که بر چیزی با اندازه آن احاطه می کند. پس بنا بر این مثال چگونه بر خداوند جل ثنائه احاطه می نماید؟ حضرت مرقوم فرمودند: علم آن نزد خود اوست و او تقدیر فرماست بر آن به نیکوترین تقدیرات و بدان که وقتی در آسمان باشد، همان گونه است که بر عرش است. همه اشیاء برای او مساوی است، از نظر علم و قدرت و ملک و احاطه.

علامه مجلسی در کتاب مراة العقول چنین فرموده است: فرمایش حضرت علیه السلام که علم آن نزد اوست، یعنی کیفیت فرود آمدن او نزد او سبحانه است و بر شما شناخت آن لازم نیست. پس با اشاره رمزی اشاره فرموده که مراد از نزول او نزول رحمت اوست و نازل نمودن آن با تقدیر اوست؛ این اشاره را به قول خود فرمود که «او تقدیر فرماست...» سپس با کلام خود (و بدان...) بیان فرمودند: « آنچه دانستن آن بر شما لازم است آن است که احکام اجسام و چیزهایی که مکان ها را اشغال می کنند از قبیل مجاورت و قرب مکانی و جایگزین شدن در امکنه، بر خداوند جاری نمی شود، بلکه حضور خداوند سبحان، حضور شهود علمی و احاطه به علم و قدرت و ملک است.»

گرچه امام علیه السلام در باره اصل مطالب روایت شده یعنی قرار گرفتن ذات الهی در موضعی از عرش سخنی نفرمودند ولی در روایت یعقوب جعفری از حضرت امام کاظم علیه السلام است که گروهی نزد آن حضرت گفتند که خداوند تبارک و تعالی به آسمان دنیا نازل می شود، حضرت فرمودند: « ان الله لا ینزل و لا یحتاج الی ان ینزل، انما منظره فی القرب و البعد سواء، لم یبعد منه قریب و لم یقرب منه بعید»[4]، خداوند نازل نمی شود و نیازی به فرود آمدن ندارد. همانا منظر او در قرب و بعد مساوی است. نزدیکی از او دور و دوری نزدیک او نخواهد بود.

3. قال [الراوی] سئلت ابا عبدالله علیه السلام عن قول الله عز و جل: «و هو الله فی السموات و فی الارض» قال کذلک هو فی کل مکان. قلت: بذاته؟ قال: ویحک ان الاماکن اقدار، فاذا قلت فی مکان بذاته لزمک ان تقول فی اقدار و غیر ذلک. و لکن هو بائن من خلقه محیط بما خلق علماً و قدرة و احاطة و سلطاناً و لیس علمه بما فی الارض باقل مما فی السماء لا یبعد منه شیء و الاشیاء له سواء علماً و قدرة و سلطاناً و احاطة. از حضرت امام صادق علیه السلام سئوال نمودم از قول خدای عز و جل «و اوست خداوند در آسمان ها و در زمین»، فرمودند: این چنین است: او در هر مکانی هست. عرضه داشتم، با ذات خود؟ فرمودند: وای به حال تو! همانا اماکن محدود است. پس اگر گفتید، در مکانی با ذات خود حضور دارد، بر تو لازم می آید که بگویی در محدودیت هاست و غیر آن و لکن او جدای از مخلوق خود بوده و با علم و قدرت و احاطه و تسلط، محیط به همه آن چه خلق فرموده، می باشد و علم او به آنچه در زمین است کمتر از آنچه در آسمان است نخواهد بود. هیچ چیزی از او دور نبوده و همه اشیاء برای او از نظر علم و قدرت و تسلط و ملک و احاطه مساوی است.[5]

4. روایت شده است که یکی از علمای یهود نزد ابوبکر آمده و به او گفت: تو جانشین رسول خدا بر این امت هستی؟ جواب داد: آری. گفت: ... پس به من بگو که خداوند کجاست؟ در آسمان است یا در زمین؟ ابوبکر پاسخ داد: در آسمان بر عرش... در این هنگام امیرالمؤمنین علیه السلام به سوی او آمده، فرمودند: «و انا نقول: ان الله عز و جل این الاین فلا این له و جل من ان یحویه مکان و هو فی کل مکان بغیر مماسة و لا مجاورة یحیط علماً بما فیها و لا یخلو شیء من تدبیره تعالی...»، و ما می گوییم: همانا خداوند عز و جل کجا بودن را آفرید، پس برای او کجایی و در مکان بودن نخواهد بود و برتر از آن است که مکانی او را احاطه کند. او در هر مکان هست بدون تماس و مجاورت با ذات، بلکه احاطه دارد به آنچه در آن است با علم و خالی نیست چیزی از تدبیر او تعالی. و من تو را به آنچه که در کتابی از کتب شماست، خبر می دهم که کلام مرا تصدیق می نماید، پس اگر آن را شناختی، ایمان می آوری؟ یهودی گفت: بلی. فرمودند: آیا شما در بعضی از کتب خود نیافتید که روزی حضرت موسی بن عمران نشسته بود، در آن هنگام ملکی از مشرق آمد، به او گفت، از کجا آمدی؟ گفت از جانب خدای عز و جل. بعد ملکی از مغرب آمد، به او گفت، از کجا آمدی؟ گفت از آسمان هفتم از جانب خدای عز وجل، و ملکی دیگر آمد، موسی علیه السلام گفت، از کجا آمدی؟ گفت از زمین هفتم از جانب خداوند عز و جل. پس موسی گفت: «سبحان من لا یخلو منه مکان و لا یکون الی مکان اقرب من مکان؛ منزه است کسی که مکانی از او خالی نمی ماند و به مکانی نزدیکتر از مکان دیگری نیست.» یهودی گفت: اشهد ان هذا هو الحق المبین...[6]

5. عن ابی عبدالله علیه السلام: ان الله تعالی خلو من خلقه و خلقه خلو منه

همانا خداوند تعالی خالی از خلق خود بوده و مخلوق هم از او خالی است[7]

از این روایت به انضمام روایات فوق روشن می شود که مقصود از خالی بودن از خلق، خالی بودن از نظر ذات باری تعالی است گرچه با علم و قدرت و تدبیر و ...کاملاً حضور دارد.

6. عن الامام الصادق علیه السلام: من زعم ان الله فی شئء او من شیء او علی شیئأ فقد اشرک. لو کان علی شیء لکان محمولاً و لو کان فی شیء لکان محصوراً و لو کان من شیء لکان محدثاً

هر که گمان کند که خدا در چیزی است یا از چیزی به وجود آمده و یا بر چیزی است، به تحقیق که مشرک شده است. اگر بر چیزی باشد که آن چیز او را حمل کرده (پس همانا محتاج به آن چیز و حمل است و خدا نیست) و اگر در چیزی باشد، هر آینه او در حصار و محدودیت قرار گرفته و اگر از چیزی به وجود آمده، هر آینه ایجاد شده و احداث شده است (نه خدا).[8]

7- عن ابی عبدالله علیه السلام: کذب من زعم ان الله عز و جل فی شیء او من شیء او علی شیء،

دروغ گفته است کسی که گمان کند خداوند عز و جل در چیزی یا از چیزی و یا بر چیزی است.[9]

کلام صدوق

شیخ صدوق (ره) فرموده است: دلیل بر اینکه خداوند عز و جل در مکانی نیست آن است که اماکن همگی حادث بوده و به تحقیق دلیل بر آن اقامه شده که خداوند عز و جل قدیم و سابق بر اماکن بوده و امکان ندارد که غنی قدیم محتاج چیزی شود که از آن بی نیاز بوده و نه از آن حالی که از ازل بر آن بوده تغییر یابد. پس صحیح است امروز که او در مکان نبوده، همان طور که از ازل چنین بوده و تصدیق این مطلب آن است که ما را حدیث نمود قطان...از سلیمان بن مهران که گفت: به محمد بن جعفر علیه السلام عرضه داشتم: آیا جایز است که بگوییم خداوند عز و جل در مکان است؟ فرمودند: سبحان الله تعالی از این سخن! همانا اگر در مکان باشد، محدَث و پدید آورده شده (و مخلوق) بوده (نه خدا)، زیرا آن که در مکانی است، محتاج به آن مکان بوده و احتیاج از صفات حادث است نه از صفات قدیم.

8. روایات زیادی است که آیاتی را که به ظاهر موهم حضور ذاتی است، تفسیر به غیر ذات فرموده است. از باب نمونه، مانند روایت احتجاج از حضرت امیر علیه السلام در جواب سئوال زندیقی، که فرمودند: معنی قول خداوند: «او یأتی ربک؛ یا پروردگارت بیاید...» مقصود، امر ربک؛ آمدن امر پروردگارت بوده... و معنی «اولم یروا انا نأتی الارض ننقصها...، آیا ندیدند که ما به زمین آمده و آن را از اطراف آن می کاهیم» هلاکت قرون و اقوام بوده که آن را آمدن نامیده؛ و «الرحمن علی العرش استوی، خداوند رحمان بر عرش مستولی شده» یعنی تدبیر او بر خلق مستولی و امر او همه را فرا گرفته است...؛ و مانند روایت یونس بن عبدالرحمن که می گوید: به محضر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام عرضه داشتم: به چه علت خداوند پیامبر خود را به آسمان و از آنجا به سدرة المنتهی ... برد و با او سخن و راز گفت، در حالی که خدا به بودن در مکان توصیف نمی شود؟ فرمودند: «ان الله لا یوصف بمکان و لا یجری علیه زمان و لکنه اراد ان یشرف به ملائکته و سکان سماواته و یکرمهم بمشاهدته و یریه من عجائب عظمته ما یخبر بعد هبوطه و لیس ذلک عن ما یقوله المشبهون سبحان الله تعالی عما یصفون» همانا خداوند به بودن در مکان توصیف نگشته و زمان بر او جاری نخواهد شد و لکن خداوند در عروج پیامبر به آسمان، اراده فرمودند که ملائکه و سکان آسمان هایش را به وجود پیامبر مشرف و آنها را به وسیله مشاهده او اکرام فرمایند و به او از عجایب عظمت خود به آنچه که پس از فرود آمدن به زمین خبر دهد، ارائه دهند. و این از قبیل آنچه تشبیه کنندگان [خالق به مخلوق] می گویند، نیست. منزه و والاست خداوند از آنچه توصیف می کنند.[10]

نیز از نحوه سئوال یونس از امام علیه السلام معلوم است که مساله عدم حضور ذات خداوند در مکان بر این گونه اصحاب روشن بوده است که سئوال از علت عروج می کند.

9. جاثلیق از حضرت امیر علیه السلام سئوال کرد: خبر ده مرا از پروردگار که در کجاست و در کجا بوده؟ امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند: «لا یوصف الرب بمکان، هو کما کان و کان کما هو، لم یکن فی مکان و لم یزل من مکان الی مکان و لا احاط به مکان بل لم یزل بلا حد و لا کیف»

پروردگار به وجود در مکانی توصیف نخواهد شد. او کماکان بوده و هست، و هست همان طور که بوده. نه در مکانی است و نه از مکانی به مکان دیگر منتقل شده و نه مکانی بر او احاطه دارد بلکه از ازل بدون محدودیت و کیفیت خواهد بود.

جاثلیق عرضه داشت: راست گفتی. حال خبر بده مرا از پروردگار که آیا در دنیاست یا در آخرت؟ حضرت فرمودند: «لم یزل ربنا قبل الدنیا هو مدبر الدنیا و عالم الاخرة، فاما ان یحیط به الدنیا و الاخرة فلا و لکن یعلم ما فی الدنیا و الاخرة»؛ از ازل پروردگار ما پیش از دنیا بوده، او مدبر دنیا و عالم آخرت است، اما آنکه دنیا و آخرت بر او احاطه نماید، نه. و لکن آنچه در دنیا و آخرت است را می داند.

عرضه داشت: راست گفتی.[11]

از روایات فوق به وضوح دریافت می شود که اعتقاد به حضور ذات خداوند در عالم مخلوقات، امری خلاف برهان و معارف اهل بیت علیهم السلام بوده و متاثر از آموزه های باطل فلسفه های بشری است. والحمد لله کما هو حقه



[1] . حجت الاسلام و المسلمین رضا معینی، محقق و مدرس در حوزه علمیه قم

[2] . اصول کافی، ج1، کتاب توحید، باب حرکت و انتقال، ح 5

[3] . همان منبع

[4] . همان منبع

[5] . همان منبع

[6] . ارشاد شیخ مفید و احتجاج طبرسی

[7] . توحید صدوق

[8] . توحید صدوق، بحار الانوار

[9] . توحید صدوق

[10] . بحار الانوار

[11] . توحید صدوق

 

پربازديد هاى اين شماره


Warning: Creating default object from empty value in /home/holynaja/public_html/sematmag.com/modules/mod_mostread2/helper.php on line 105

Warning: Creating default object from empty value in /home/holynaja/public_html/sematmag.com/modules/mod_mostread2/helper.php on line 105

Warning: Creating default object from empty value in /home/holynaja/public_html/sematmag.com/modules/mod_mostread2/helper.php on line 105

Warning: Creating default object from empty value in /home/holynaja/public_html/sematmag.com/modules/mod_mostread2/helper.php on line 105

Warning: Creating default object from empty value in /home/holynaja/public_html/sematmag.com/modules/mod_mostread2/helper.php on line 105

فصلنامه معرفتى اعتقادى سمات

_3

اول دفتر

شجره طیبه مرجعیت شیعه / مدیر مسئول

مرجعیت شیعه که عمدتا در شهر مقدس قم استقرار دارد، در سفر اخیر مقام معظم رهبری به قم حماسه ای از بیداری، دین مداری ، زمان آگاهی و دشمن شناسی آفرید.

بدون شک استقبال یکپارچه و گرم مراجع عالیقدر جهان تشیع از حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ـ مد ظله العالی ـ را که خود شاخه ای ستبر از شجره طیبه مرجعیت است نباید به عنوان یک رویداد معمولی تلقی کرد و پرونده آن را بست بلکه این امر گویای نکات در خور تامل فراوانی در باره نهاد مبارک و تاریخی مرجعیت است.

مرجعیت تشیع از آغاز دوره غیبت ـ که دوران یتیمی شیعه و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است ـ بار سنگین سرپرستی یتیمان آل محمد علیهم السلام و صیانت از ثقلین را بر دوش گرفت و با استعانت از خداوند متعال و استمداد از قطب عالم امکان صاحب عصر و زمان حضرت حجت بن الحسن العسکری ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ تاکنون با شایستگی و در حد توان و مقدورات تاریخی خود از حمل این امانت بزرگ سرفراز بیرون آمده است.

ادامه